تبلیغات
یزدان سالاری - نقشه‌های اسرائیل در کردستان‌عراق
تاریخ : چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 | 06:00 ق.ظ | نویسنده : شهلا بهمن آبادی

 

حمله به عراق و اشغال این کشور توسط آمریکا در سال 2003، سبب شد تا موازنه قوا در منطقه به سود اسراییل تغییر یابد و از میزان آسیب‌پذیری اسراییل در برابر تحولات منطقه کاسته شود. نقش رژیم صهیونیستی در تهاجم به عراق و منافع حاصل شده از این اشغال برای اسراییل قابل توجه است. در حقیقت، اسراییل برای دستیابی به اهداف سیاسی- اقتصادی خود، طرح حمله به عراق را مطرح و تلاش کرد روابط خود را با کردهای شمال عراق- که پیشینه‌ای تاریخی با آنها دارد- ادامه دهد تا در نتیجه، با تحریک این قوم جهت تشکیل دولت مستقل، منافع خود را در منطقه حفظ کند.

در سال‌های آغازین ورود آمریکا به عراق منافع آمریکا و اسراییل ایجاب می‌کرد که حضور اسراییل در عراق محدود و غیرعلنی باشد اما پس از مدتی سران رژیم صهیونیستی به این نتیجه رسیدند که برای بهبود شرایط و جبران شکست سیاسی آمریکا در این جنگ، لازم است حضور خود را در عراق تحت عنوان شرکت‌های تجاری و از طریق بازرگانانی- که اغلب یهودی و فعال سیاسی‌اند افزایش دهند. اهمیت عراق به ویژه منطقه کردنشین شمال این کشور برای اسراییل تا حدی بوده که برای دستیابی به این منطقه و پیشبرد طرح «از نیل تا فرات»، حاضر به راه‌اندازی جنگی نابرابر با عراق البته با سرمایه آمریکا شد.اسراییلی‌ها معتقدند که منافع حاصل از سلطه براین منطقه تا آنجا برای آنها حائز اهمیت است که ارزش سرمایه‌‌گذاری بلند مدت را دارد، زیرا در صورت استقلال کردستان، دوست و متحد جدیدی در منطقه حساس خاورمیانه ایجاد می‌شود و در صورت تحقق این مساله است که بهره‌برداری از منابع آبی دجله و فرات و راه‌اندازی خط لوله موصل ـ حیفا نیز ممکن می‌شود.

 

بنابراین، در شرایط فعلی تلاش کردها و اسراییل، ادامه روابط و همکاری‌ها به صورت غیر علنی و مخفیانه است چرا که روابط آشکار رهبران کردهای عراق با اسراییل سبب واکنش منفی مردم کردستان عراق می‌شود. با این وجود، اسراییل در پی آن است تا در صورت مهیا بودن شرایط بین‌المللی و منطقه‌ای، به این هدف جامه عمل بپوشاند.در عین حال، همانگونه که وجود یک عراق قدرتمند در همسایگی اسراییل برای این رژیم تهدید محسوب می‌شد، بی‌ثباتی در آن نیز می‌تواند این کشور را به محل قدرت‌گیری مخالفان اسراییل مبدل کند. از این رو، اسراییل مطلوب‌ترین گزینه را تجزیه عراق به سه دولت کوچک و ضعیف(اعراب سنی، اعراب شیعه و کردها) می‌داند که باعث کاهش تهدیدهای احتمالی علیه امنیت ملی اسراییل خواهد شد. با این حال، بیشترین توجه اسراییل متوجه کردهای عراق است چرا که سران اسراییل معتقدند اقلیت‌های قومی‌مانند کردها و ارامنه می‌توانند در آینده متحدان خوبی برای اسراییل باشند. همچنین کردها بهترین گزینه‌ای هستند که می‌توانند همزمان شیعیان و سنی‌ها را در عراق تضعیف کرده و مانع قدرت گرفتن بیش از حد آنها شوند.مورخان اسراییلی معتقدند کردستان خاستگاه اصلی ملت یهود است و یهودیان پیش از آنکه به فلسطین عزیمت کنند در کردستان زیسته‌اند بنابراین کردهایی که اکنون در این منطقه هستند با اسراییلی‌ها از یک نژاد و یک جد مشترک‌اند.بنا به اظهار این مورخان، دانیال نبی در کرکوک دفن شده است و همین مساله و موارد شبیه آن، به عنوان یکی از اساسی‌ترین عوامل مورد استناد خاخام‌های یهودی در الحاق عراق به سرزمین اسراییل بوده است. به عبارت دیگر، اسراییل وجود نشانه‌های حداقلی را بهانه‌ای ساخته است تا زیاده‌خواهی‌های ارضی بلند مدت خود را محقق سازد و آنچه در استراتژی «نیل تا فرات»، نقش کلیدی دارد پیشینه حضور یهودیان در این منطقه و آثار تاریخی مربوط به پیشینیان آنهاست.

به لحاظ تاریخی، رابطه یهود با کردها به فعالیت‌های آژانس یهود باز می‌گردد که پیش از شکل‌گیری دولت اسراییل تاسیس شده است. اما با شکل‌گیری دولت اسراییل در 1948، توجه اسراییل به کردستان عراق و برقراری ارتباط با آن، وارد مرحله جدیدی شد و در دهه‌های 1960 و1970 و دوران جنگ‌های جدایی طلبانه کردها با دولت عراق، نفوذ خود را عملی کرد. تا جایی که اسراییل در 1967، سلاح‌های ساخت شوروی را- که از ارتش‌های عربی به دست آورده بود برای کردها فرستاد. در آن زمان اسراییل، در صدد تقویت کردهای عراق به هر طریق ممکن، با هدف تضعیف دولت مرکزی این کشور بود.در سال 1975، با عقد قرارداد بین ایران و عراق، حمایت اسراییل نیز از کردهای عراق قطع شد اما نیاز این دولت(اسراییل) به متحدان غیر عرب همچنان باقی ماند. رابطه کرد- یهود مدتی پس از قراداد 1975 از سرگرفته شد. به باور یهودیان، ملت کرد و ارامنه حس تاریخی زیادی با یهودیان دارند و می‌توانند متحدان مناسبی برای آنها باشند. علنی شدن حمایت اسراییل از کردها در سال 1980 توسط مناخیم‌بگین، نخست وزیر اسبق رژیم صهیونیستی صورت گرفت. در همین زمان بودکه سرویس اطلاعاتی کردها به نام «پرستین» تاسیس و واحدهای جاسوسی اسراییل در مناطق کردنشین شمال و عراق به فعالیت پرداختند.در سال1999 روابط کردها با اسراییل در پی دستگیری عبدالله اوجالان، رهبر پ.ک.ک تیره شد که متعاقب آن، بنیامین نتانیاهو هرگونه دخالت سازمان جاسوسی اسراییل(موساد) در دستگیری این فرد را رد کرد. با فروکش کردن بحران عبدالله اوجالان و سپس حمله آمریکا به عراق و نقش کردهای عراق در همکاری با آمریکا علیه صدام، روابط اسراییل و کردها دوباره بهبود یافت. شرایط ایجاد شده بعد از 2 جنگ آمریکا و عراق، تقویت پایه‌های دولت خود مختار کرد و نیاز آن به یاران قدرتمند، بیش از پیش اسراییل و کردها را به هم نزدیک ساخت. طی چند سال اخیر، کردستان عراق جولانگاه کارشناسان اسراییلی شده است و دستگاه نظامی- امنیتی آن اکنون بی سر و صدا مشغول تعلیم دادن نیروهای امنیتی و کماندوی پیشمرگه کرد بود و در پایگاهی نزدیک مرز ایران و عراق به امر جاسوسی می‌پردازند.پس از اشغال عراق در سال 2003 و اعلام پیروزی جورج بوش رئیس جمهور آمریکا در آن، پس از مدتی نه چندان طولانی، جنگ به نقطه بحرانی خود رسید تا جایی که اسراییل به عنوان حامی‌اصلی جنگ عراق به دولت بوش هشدار داد که باید با گسترش شورش، بمب گذاری و ترور در عراق مقابله کرد. طوری که پس از بمب گذاری در سفارت اردن (واقع در شهر بغداد) و نیز دفتر سازمان ملل متحد- که منجر به کشته شدن 45 نفر شد. یکی از افسران سابق اطلاعاتی آمریکا گفت: اسراییل به این نتیجه رسیده که آمریکا هم اکنون امکانات کمتری در اختیار دارد، آمریکا نمی‌تواند از نظر نظامی‌متحمل شکست شود اما از نظر سیاسی می‌تواند.اواخر سال 2003 اسرائیل به این نتیجه رسید که دولت بوش توانایی برقراری ثبات و استقرار دموکراسی در عراق را ندارد و اسراییل به تاکتیک های دیگری نیاز دارد. دولت آریل شارون تصمیم گرفت خسارات ناشی از جنگ به استراتژی اسراییل را از طریق افزایش روابط دیرینه با کردهای عراق کاهش دهد و آن، برقراری حضور فیزیکی قابل توجه به منطقه‌ نیمه مختار عراق بود.به گفته مرکز تحقیقاتی «دار بابل» اسراییل از زمان اشغال عراق در سال 2003 افسران موساد را دراین کشور برای آماده سازی عناصر نظامی‌و حزبی کرد مستقر کرده است تا آنها را برای تجزیه این کشور آموزش دهند، همچنین موساد به پیشمرگه‌های کرد برای ترور و بازداشت دانشمندان و دانشگاهیان سنی، شیعه و ترکمان عراقی کمک می‌کند با وجود تکذیب مقامات آمریکا و اسراییل در خصوص حضور اسراییل در کردستان عراق- که در مواردی هم به عنوان بازرگان و تاجر به فعالیت‌های سیاسی مشغول‌اند- یکی از کارمندان عالی‌رتبه سیا در ژونن 2004 حضور اسراییل‌ها و عملیات آنها را در کردستان مورد تایید قرار داد. سقوط صدام رئیس‌ جمهور عراق، برای اسراییل فرصت‌های مختلفی همچون تضعیف عراق به عنوان قدرت عربی صهیونیسم ستیز، دسترسی آسان به نفت عراق و زمینه‌سازی برای نفوذ گسترده‌ سیاسی ایجاد کرد. اغلب حکومت‌های عراق ضدصهیونیست بوده‌اند و این مساله با روی کار آمدن صدام حسین به اوج خود رسید چرا که حکومت صدام تهدید عمده‌ای برای اسراییل محسوب می‌شد، او برای ضربه‌ زدن به رژیم صهیونیستی کمک‌های مالی فراوانی را به جنبش‌های مبارز فلسطین کرد و حتی در مخالفت با این دولت، 38 موشک اسکاد به اسراییل شلیک کرد. بدین ترتیب، از میان برداشتن مانع اصلی یعنی صدام برای اسراییل یک پیروزی بزرگ تلقی شد که می‌توانست دست‌یابی به اهداف بلند مدت رژیم صهیونیستی را محقق سازد. در واقع، سقوط صدام ‌توانست امنیت روانی اسراییل را تامین و این رژیم را از خطر موسوم به جنگ کلاسیک در جبهه شرق برهاند و حامی‌عمده فلسطین را از بین ببرد. تیساح رونتال، فرمانده نیروی زمینی ارتش اسراییل، در این زمینه گفت: «از بین رفتن تهدیدات عراق و فروپاشی صدام، فرصت‌هایی را برای اسراییل فراهم ساخته که باید از آنها استفاده کرد.»


http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=132933



  • دانلود فیلم
  • خرید vpn