تبلیغات
یزدان سالاری - اهمیت مصر از دیدگاه اسرائیلی ها
تاریخ : پنجشنبه 21 بهمن 1389 | 09:26 ق.ظ | نویسنده : شهلا بهمن آبادی

درباره اهمیت مصر در ابعاد مختلف آن از سوی استراتژیست های صهیونیستی دیدگاه ها و نظریات مختلفی وجود دارد. به طور مثال دیدگاه افرایم سنیه(26) درباره جایگاه و اهمیت مصر در سیاست های راهبردی اسرائیل را در نكات زیر می توان خلاصه كرد.
1.اقدام سادات رئیس جمهور وقت این كشور در سفر به بیت المقدس و شكستن حصار روانی ناشی از پنج جنگ خونین میان اعراب و اسرائیل از دیدگاه سنیه چیزی نیست كه بشود برایش قیمتی مشخص كرد. مصر یعنی بزرگ ترین و مهم ترین كشور عربی، دیوار انزوا و دشمنی را كه اعراب دور اسرائیل از بدو تأسیس در سال 1948 كشیده بودند، فرو ریخت.
2.سنیه به اسرائیلی ها توصیه می كند كه «از این رو لازم بود مناسبات مصر و اسرائیل مستحكم، گرم و بسیار معنی دار باشد».(27) این استراتژیست ها اذعان دارد كه واقعیت مناسبات میان قاهره وتل آویو به طور خلاصه چنین است كه در هیچ زمینه ای این دو كشور همكاری عملی گسترده ای ندارند. طرفین در مذاكرات هنوز با احتیاط و تردید رفتار می كنند و دلیل این تردید از دیدگاه سنیه واقعیت های ریشه دار در كشور و نحوه تفكر مردم آن می باشد. لذا او توصیه می كند كه اسرائیل این واقعیات و اسباب آن را درك كند.
3.از دیدگاه سنیه عناصر اثرگذار بر افكار عمومی مصر هنوز با به رسمیت شناختن اسرائیل توسط دولت خود مخالفند و بسیاری این اقدام را خیانت به همبستگی عربی كه سال هاست به آن اعتقاد داشته اند، می دانند. این عده با تمسك به موضوع بلندی های جولان، بیت المقدس و هر موضوعی كه تاكنون حل نشده است، بر صحت و درستی نظر خویش پا می فشارد.(28)
از نظر افرایم سنیه «افسانه ترس از توسعه طلبی اسرائیل»(29) عوامل روانی و بازدارنده در تردید مصری ها برای مذاكره با اسرائیل به وجود آورده است. از نظر سنیه اعراب طی 25 سال (1973 ــ 1948) پنج بار به رهبری مصر بااسرائیل جنگیدند و مصر با پرچم داری روند صلح خاورمیانه، بهای سنگینی كه عزلت و بایكوت چند ساله توسط اعراب بود را پرداخت و با آغاز شكل گیری خاورمیانه جدید و البته متفاوت، مشكل جایگاه مصر نیز در آن بروز كرد. بر اساس دیدگاه سنیه علل تنزل جایگاه مصر چنین است: «در خاورمیانه قدیم موضوع خیلی ساده بود. در آن زمان اسرائیل در یك طرف و همه كشورهای عربی در طرف دیگر بودند و در این معادله مصر نقش خاصی داشت. این كشور با توجه به قدرت نظامی، جمعیت زیاد و آمادگی برای فداكاری به منظور تحقق اهداف ملت عرب، سهم بسزایی در رویارویی اعراب و اسرائیل داشت ولی در خاورمیانه جدید كه یك طرف معادله رویارویی، چند كشور عربی رادیكال، تندرو و خشونت طلب هستند و طرف دیگرش را سایر كشورها تشكیل می دهند، آری در چنین خاورمیانه ای كه پیشرفت اقتصادی بر آن سایه افكنده است، به نظر می رسد مصر تنها نقش نمادین با خصوصیات و اهمیت كمتری دارد».(30)
از دیدگاه سنیه مصر كه با دشواری های اقتصادی دست به گریبان و با مشكل بیكاری تحصیلكرده ها مواجه است، در پی یافتن پاسخی به این سؤال می باشد كه در خاورمیانه جدید چه نقشی متناسب با عظمت تاریخی خود می تواند ایفا كند؟
پیشرفت جایگاه اسرائیل از دیدگاه سنیه موجبات فراهم آوردن تردید و دلهره مصریان بوده و از نظر سنیه این عامل باعث شده است كه جمع كثیری از روشنفكران مصری، اسرائیل را دشمن بشمارند و در میان دولتمردان مصر افرادی یافت می شوند كه در جستجوی راهی برای تحقق موازنه با اسرائیل می باشند و باز هم به همین علت است كه مصر بر كشف و كاهش توان هسته ای اسرائیل پافشاری می كند.(21)
6.سنیه بر این باور است كه مصر و اسرائیل در یك سنگرند و نیروهای تندروی اسلامی كه تهران و خارطوم پایگاه اصلی آنها می باشند تهدیدی برای هر دو. به عقیده او در خاورمیانه جدید مصر و اسرائیل الزاماً دو هم پیمانند و این اندیشه را باید به تمامی اقشار جامعه مصر سرایت داد.
7.به عقیده سنیه همكاری دو كشور می تواند در ابعاد مختلف باشد، از جمله مقابله با متعصبین مذهبی، همكاری در زمینه كشاورزی و آبیاری. سنیه در این رهگذر به مقامات مصری چنین توصیه می كند: «اگر بسیاری از مصری ها تفكرات كهنه را كنار بگذارند و دیگر اسرائیل را موجودی توسعه طلب كه می خواهد برجهان عرب سلطه یابد، ندانند و اگر درك كنند كه هم پیمانی استراتژیك با اسرائیل نه تنها ضرورتی است در برابر دشمن مشترك بلكه پشتوانه ای برای رشد اقتصادی شان نیز می باشد، آنگاه مشاركت فعال فیمابین، مصر را در جایگاهی كه در خاورمیانه پس از 2000 شایسته اوست، قرار داد.(32)
8.بر اساس نظریات سنیه بقای وضعیت فعلی مناسبات میان قاهره و تل آویو برای طرفین سودمند نیست و شراكت و همكاری استراتژیك دو كشور یك عنصر حیاتی حفظ ثبات در خاورمیانه، سركوب تندروی وپیشرفت اقتصادی دو كشور است.
9.راهكارهای سنیه برای بسط روابط میان دو كشور چنین خلاصه می شود.
ــ آن دسته از اسرائیی هایی كه مردم مصر را با دیدی متكبرانه و مغرورانه می نگرند، باید تغییر رویه دهند.
ــ مقامات مصری باید تصورات كهنه را درباره اسرائیل و خطر توسعه طلبی آن رها كنند و مجدانه آنها و اسرائیلی ها بكوشند كه اقشار مختلف جامعه مصری را قانع كنند كه اسرائیل در پی سلطه جویی نیست.(33)
ــ موضوع شراكت و همكاری استراتژیك میان قاهره و تل آویو باید یكی از اهداف سیاسی خیلی مهم اسرائیل در دهه آینده باشد.(34)

حقیقت راهبرد مذاكرات اسرائیل با اعراب
 

روند مذاكرات میان اسرائیل و اعراب بی فاصله پس از جنگ اكتبر 1973(35) آغاز شده و به طور جدی پس از كنفرانس مادرید در سال 1991 پیگیری شد. ولی اكنون و به ویژه پس از سفر دوره ای بوش به منطقه خاورمیانه و اجلاس های بین المللی آناپولیس و پاریس، اعراب از رسیدن به تسویه واقعی و راه حل نهایی برای معضلات خاورمیانه حتی با مذاكرات هزارساله احساس یأس و ناامیدی می كنند. شكی نیست كه حداكثر سقف مطرح شده از سوی رژیم صهیونیستی وآمریكا برای حل قضیه خاورمیانه برای اعراب و فلسطینی ها حداقل سطح نیست. این امر بدان معناست كه روند مذاكرات اعراب و صهیونیست ها بر اساس واهی پایه گذاری شده و از آغاز یك اشتباه راهبردی و خطای جوهری بوده است. این خطای كلان بعد اجرایی و محتوایی دارد. در بعد اجرایی مذاكرات مصر و صهیونیست ها به طور مستقیم و به طور انفرادی و تحت چتر آمریكا به تنهایی بوده و دور ساختن یا به حاشیه كشاندن نقش سازمان ملل در این روند اشتباه كشنده ای بوده كه مواضع اعراب را در مقابل رژیم صهیونیستی ضعیف ساخته و به تثبیت شیوه ها و مكانیزم های زیان بخش برای اعراب ومصر كمك كرد.
از لحاظ محتوایی تمامی مراجع سیاسی و فكری روند مذاكرات اعراب و صیهونیست ها از آغاز مذاكره با ابهامات تعهدی همراه بوده كه زمینه ها را برای ورود به بن بست ها وگمراهی از روند درست مذاكرات، فراهم ساخته است.
واقعیت های فوق نشانگر این حقیقت اند كه مصر و بعد از آن اعراب بدون یك راهبرد مشخصی وارد روند مذاكرات با صهیونیست ها شده و برعكس رژیم صهیونیستی با یك راهبرد كه همواره مورد بازنگری و ارزیابی بوده وارد مذاكره شده و متناسب با تحولات منطقه ای و شرایط جهانی تغییر راهكار داده است. اسرائیلی ها هرگز از اهداف اساسی و راهبردی خود عدول نكرده اند.

اسرائیل در مذاكرات با اعراب حداقل دو هدف اساسی دنبال می كرد:
 

1.حفظ و نگهداری حداكثر ممكن از سرزمین های اشغالی اعراب به ویژه در منطقه كناره غربی رود اردن و تسلط بر منابع آبی و موقعیت های راهبردی این مناطق.
2.مدیریت مذاكرات به شیوه ای كه به تضعیف و تفكیك جهان عرب منجر و به ایجاد اختلافات میان آنها كمك كند. ازاین رهگذر اسرائیل می توانست برتری خود را بر اعراب حفظ كند.
نمودها و تجلیات این راهبرد حتی پیش از شروع روند مذاكرات میان طرفین هویدا بوده است. روند راهبرد اسرائیل در مذاكرات با اعراب را می توان با بررسی مراحل آن تجزیه و تحلیل نمود.
1.رژیم اسرائیل پس از پیروزی در جنگ 1967، تلاش های خود را برای گرفتن ضمانت های آمریكا برای نگهداری سرزمین های اشغالی متمركز كرده و صدور قطعنامه 242 كه تفسیرهای گوناگونی دارد وضمانتی برای هر گونه سازوكاری ندارد، در این راستا بود. اسرائیل با این اقدام نخواست تجربه جنگ 1956 را تكرار كند و به دنبال كسب دستاوردهای سرزمینی بود.
2.در جنگ اكتبر 1973 كه برای اسرائیلی ها غیرمنتظره بود آنها با هماهنگی كامل با هنری كیسینجر وزیر خارجه آمریكا تلاش كردند تمام برگ های قوت اعراب كه پیروزی های جنگ اكتبر آنها را فراهم كرده بود (سلاح، نفت، همبستگی اعراب و حمایت شوروی) را قبل از آغاز مذاكره با اعراب بسوزاند در این رهگذر رویكرد و دیدگاه های نوین سادات و نرمش او نسبت به اسرائیل كمك فراوانی نمود.
3.پس از آن اسرائیل شروط اجرایی و محتوایی مذاكرات با اعراب را تحمیل كرد و این شروط به شرح زیر بوده است:
الف ــ مذاكرات مستقیم و دو جانبه و بدون واسطه باشد، به استثنای مراحل اولیه كه فقط با وساطت آمریكا قابل پذیرش است.
ب ــ روند مذاكره باید بر اساس تنها یك مرجع قانونی باشد و آن هم فقط قطعنامه 242 شورای امنیت سازمان ملل.
ج ــ عدم شروع هر گونه مذاكره با اعراب مگر پس از ترک گزینه جنگ و خشونت از سوی اعراب به عنوان پیش شرط مذاكرات.
د ــ اسرائیل عقب نشینی از سینا و بازگشت مصر به مرزهای بین المللی (چهارم ژوئن 1967) را نپذیرفت مگر پس از سفرسادات به قدس شریف، اعلام او مبنی بر اینكه جنگ اكتبر آخرین جنگ اعراب با اسرائیل و انعقاد قرارداد صلح انفرادی با رژیم صهیونیستی است. در مقابل اسرائیلی ها نپذیرفتند كه جنك كیپور (اكتبر) 1973 آخرین جنگ است و نسبت به بازگشت به مرزهای سال 1967 تعهدی ندارند.
هدف راهبردی اسرائیل در آن مرحله تاریخی، خارج كردن مصر از معادله منازعات اعراب و اسرائیل بوده است.
رژیم صهیونیستی جنگهایی را در سال های 1978، 1982، 1996 وتابستان 2006 علیه اعراب و لبنان تحمیل كرد و مصریان بر اساس معاهده صلح نمی توانستند رفتار نظامی با اسرائیل داشته باشند. به ویژه آمریكا در دوران كلینتون تصمیم گرفت با سازمان آزادی بخش فلسطین PLO مذاكره كند ولی اسرائیل در این راه كارشكنی و مانع تراشی می كرد و این روند را با تحمیل خواسته ها و شروط خود به فلسطینی ها نپذیرفت. اسرائیل در این راه موفق به تحمیل خواسته های خویش گردید.
ــ موافقت فلسطینی ها با قطعنامه 242
ــ رها كردن مبارزات مسلحانه در اسلو 1993
در مقابل صهیونیست ها به هیچ تعهدی پایبند نبوده از جمله:
ــ متوقف ساختن شهرك سازی به ویژه در كناره غربی رود اردن
ــ آتش بس و عدم ترور و اقدامات نظامی علیه فلسطینی ها
و: اسرائیل نقش مهمی در درگیری میان فتح و حماس داشته و در این روند آمریكا و اتحادیه اروپا به او كمك كردند.
ز: اسرائیل پس از گرفتن تضمین از آمریكا درباره خواسته های خود كه عبارتند از:
ــ عدم بازگشت به مرزهای سال 1967
ــ ضمیمه سازی مجموعه بزرگی از شهرك های صهیونیستی كه در سرزمین های اشغالی سال 1967 ساخته شده به قلمروی خود
ــ اسكان آوارگان فلسطینی در كشورهای عربی كه به آنها پناه داده
اقدام به طرح خواسته های جدیدی كه خطرناك ترین آنها عبارتند از:
ــ به رسمیت شناختن اسرائیل به عنوان یك دولت یهودی. این امر خطرات فراوانی برای اعراب 1948 دارد.
شكی نیست كه رژیم صهیونیستی هیچ وقت در جهت نیل به یك تسویه حقیقی و مسالمت آمیز برای منازعه اعراب و اسرائیل حركت نخواهد كرد و همواره دو هدف اساسی در حركت خود مدنظر داشته كه عبارتند از: 1.تحكیم و تداوم اشغالگری و توسعه طلبی؛ 2.تضعیف اعراب و تشتت آنها.
اسرائیل با حمایت های آمریكا با اطمینان خاطر رفتار می كند كه اختلافات اعراب این قدر گسترده است كه در آینده نه چندان دور زمینه ها را برای اجرای اهداف راهبردی درازمدت آن فراهم می كند. تفكیك و تشت كیان های سیاسی منطقه خاورمیانه به مناطق فرقه ای و نژادی ضعیف كه در میان آنها تنها دولت یهودی اسرائیل قدرتمند و تحركات و روند تحولات این منطقه را در دست دارد، از جمله اهداف درازمدت این رژیم است.
این گونه راهبردها و راهكارها دلالت بر این دارد كه اسرائیل به عدالت تسویه و قابلیت دوام صلح میان خود و اعراب اعتقاد واقعی ندارد و در حال حاضر با خطرناك ترین معضل امنیتی روبروست و آن بمب جمعیتی فلسطینی هاست لذا رژیم صهیونیستی این موضوع را بزرگنمایی می كند و آن را خطر جدی برای آینده خود می داند تا هویت یهودی بودن این رژیم را تثبیت و موجه سازد. روند خلاص شدن ازهر عنصر غیریهودی در اسرائیل به وی‍ژه با به قدرت رسیدن راستگرایان صهیونیست تشدید شده است.علاوه بر سیاست نژاد پرستانه صهیونیستی، اسرائیل قصد دارد كه تنها 10 درصد مساحت فلسطین را به مردمانش اختصاص می دهد كه از لحاظ جغرافیایی از هم مجزا و از لحاظ امنیتی و نظامی خالی از هر گونه سلاح است و در بعد اداری و سازمانی تحت فرمان اسرائیل باشد. این طرح تنها یك معنی دارد و آن هم تشكیل دو دولت فلسطینی ناممكن است و دیدگاه بوش و آمریكایی ها برای حل قضیه فلسطین قابلیت اجرا ندارد. در این شرایط بر اعراب به ویژه مصریان فرض است كه به دنبال سرابی به نام صلح با اسرائیل نروند و در عوض به جستجوی راه حل حقیقی و عادلانه باشند. این راهبرد تنها در تقویت مقاومت مردمی و ایستادگی در قبال توسعه طلبی صهیونیست ها محقق خواهد شد.



  • دانلود فیلم
  • خرید vpn